نزدیــک شــما هستیــم...
آموزش های راهبردی
فرایند آموزش و پرورش از پیدایش انسان بر زمین آغاز شده و به عقیده برخی، معلمی (یا گونهای از آن) از نظر قدمت دومین پیشه انسانها بودهاست. هیچ جامعه انسانیای وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند. در جوامع بدوی، آموزش رسمی به شکل امروزی آن وجود نداشت. در واقع در تمامی فعالیتهای روزمره بالغین نقش معلمین را بازی میکردند و همه جا کلاس درس بود. انباشتگی دانش در طول زمان باعث شد که یک نفر بالغ نتواند بر تمامی آن مسلط شود. راه حلی که جامعه برای این مشکل پیدا کرد آموزش به نوع رسمی بود: مدارسی تشکیل شد و متخصصینی در آنها به گونهای موثر به انتقال فرهنگ و دانش موجود کمک میکردند. با رشد فزاینده جامعه و زیاد شدن پیچیدگیهای آن، آموزش رسمی به عهده مؤسسات خاصی واگذار شد. به علاوه ماهیت آموزش نیز کم کم تغییر کرد: آموزش کمتر و کمتر به زندگی روزمره افراد ارتباط پیدا میکرد، انتزاعیتر شده و با عملگرایی فاصله میگرفت. دانش بصورت خیلی فشرده در آمده و این امر به دانش آموزان این قابلیت را میداد که از فرهنگی که در آن به دنیا آمدهاند فراتر رفته و چیزهایی را یاد بگیرند که هرگز نمیتوانستند توسط تجربه مستقیم یا تقلید از افراد بالغ بیاموزند. فرایند آموزش امروزه یکی از پایههای اساسی پیشرفت جامعهها شدهاست و اهمیت روز افزونی پیدا کردهاست و این خود باعث این شده که کتابها و تحقیقات زیادی در زمینه اهداف، محتوا، و نحوه بهینه تدریس انجام شود. پژوهش نيز یک روند فعالانه، هشیارانه و سامانمند برای کشف، تعبیر و بازنگری پدیدهها، رخدادها، رفتارها و فرضیههاست. پژوهش همچنین برای استفاده از پدیدههای موجود برای دست یافتن به راهکارهای عملی و فناوریها بکار میرود.
در دنياي در حال تغيير كنوني ضرورت آموزش در سازمان ها و نهادها به دلايل فراوان پذيرفته شده است . تغييرات سريع و عميق علمي سبب شده است كه هر از چند گاهي مطالب و نظريه هاي جديدي وارد ميدان زندگي شود كه براي ارائه حيات به ناچار بايد علوم و معارف جديد را آموخت و برخي از نظريه هاي قديمي را كه كارآيي ندارند ، كنار گذاشت . تغييرات فن آوري سبب دگرگوني در شبكه ها وروش هاي سازمان مي شود و هر تغييري كسب دانش و مهارت هاي جديد را ضروري مي سازد . ميزان كمّي و كيفي اين تغييرات آنقدر زياد است كه گاهي اوقات مديران و كاركنان را دچار وحشت مي كند و ممكن است احساس كنند كه فرصت و توان سازگاري با اين تغييرات را ندارند . با همه سختي ها و مشكلات بايد پذيرفت كه ادامه حيات سازمان تا حدود زيادي به دانش ،آگاهي و مهارت هاي گوناگون و جديد بستگي دارد .
هرچه دانش و مهارت هاي كاركنان با نيازهاي جامعه و پيشرفت هاي علمي ، تغييرات فن آوري هماهنگي و انطباق بيشتري داشته باشد درجه اطمينان از موفقيت فرد و سازمان بالاتر مي رود . گاهي اوقات ، رشد فردي ، داشتن انگيزه ، تخصص و پرهيز از ايستايي و ركود فرد عامل اساسي نوجويي و كسب دانش مي شود . اساس بهسازي سازماني كه به نام هاي ديگري چون توسعه و بالندگي سازماني نيز خوانده شده بهسازي نيروي انساني است كه به صورت هاي مختلف ( آموزش قبل از خدمت و ضمن خدمت ) در سازمان ها انجام مي شود .
هدف نظام آموزش و بهسازي در يك سازمان به عنوان يكي از كاركردهاي مهم مديريت منابع انساني فراهم آوردن زمينه است اي كه بر اساس آن توانايي هاي بالقوه افراد به فعل در آيد و استعدادهاي آنان شكوفا گردد . اين هدف از طريق ايجاد فرصت هاي آموزشي جهت كاركنان تحقق مي يابد . آموزش كاركناي فرايندي است كه انطباق و سازگاري كاركنان را به محيط متحول سازماني و مآلاً انطباق بهتر سازمان را با محيط بيروني فراهم مي آورد . در نتيجه كاركنان آموزش ديده نسبت به كاركنان آموزش نديده به تغييرات سازماني و همچنين تغييرات جامعه آگاهانه تر واكنش نشان مي دهند و از آن جا كه حيات و ادامه زندگي سازمان تا حدود زيادي به دانش و مهارت كاركنان آن بستگي دارد ، افراد ماهرتر و آموزش ديده تر نقش مؤثرتري در كارآمدي و بهره وري سازماني خواهند داشت . از طرف ديگر آموزش با افزايش ميزان اطلاعات ، دانش ، مهارت ها و قابليت هاي كاركنان ، آنان را براي ايفاي وظايف و قبول مسئوليت هاي جديدتر ، آماده تر و مجهزتر مي كند . به طور كلي سازماني كه به رشد كمي و كيفي دانش و مهارت كاركنان خود مي انديشد و پيوسته فعاليت هاي آموزش در آن در جريان است افراد به طور مستمر توانايي هاي خود را افزايش مي دهند و چگونه آموختن و به كار بستن را مي آموزند . در چنين سازماني ، ابتكار ، ابداع ، ارتقاي آگاهي و دانش افزايي به نوعي رفتار همگاني مبدل مي شود و توفيق در تحقق اهداف سازماني امري قطعي است و هرگز سازمان دچار جمود فكري نخواهد شد .
شركت مهندسي پژوهشي فراگستــر نيز با توجه به اصول
آموزش و پرورش و همچنين كمك به كشف استعدادهاي نهان در نيروي كار جوان، برنامه هاي مدوني براي آموزش و پژوهش تدوين نموده و از طريق تشويق و ترغيب كاركنان برای یادگیری منظم در همه سطوح باعث گرديد متوسط نفر ساعت آموزش از 40 نفر ساعت استاندارد ايران به 70 ساعت نفر در سال ارتقاء يابد.