مشتری مداری

قلب مشتری را مثل قلب شریک زندگیتان بدزدید!

یکی از سخت ترین کارها در دنیای کسب و کار ساختن یک برند خوب و شناخته شده است. کاری سخت که اگر با موفقیت به انجام برسد تا سالیان سال امنیت کسب و کار شما را ضمانت می کند. دلیلش هم اینست که یک برند جا افتاده مشتریان وفادار خودش را دارد و برای همین فروش شرکت در همه مقاطع سال در حد قابل قبول است. اما برندسازی در خیلی کشورهای دنیا هنوز چندان جدی گرفته نمی شود. یکی از آن کشورها ایران است. دلیلش هم اینست که مدیران آنقدر سرشان به جلسات و کارمندان و اداره شرکت گرم است که کمتر کسی فکرش هم سراغ برندسازی می رود. در این مطلب نمی خواهیم سراغ مدل ها و تکنیک های برندسازی برویم. می خواهیم با تشبیه رابطه یک زوج به رابطه برند و مشتری راه های نفوذ به قلب مشتری را به شما ارائه بدهیم.

با آنها رابطه احساسی عمیق بسازید

اجازه بدهید مثالی بزنیم. اگر شما شریک زندگی تان را پیدا کرده اید، رابطه طولانی شما تا به امروز به دلیل احساسی نیست که در اولین دیدار به شما دست داد. شما این راه طولانی را به دلیل نقاط اشتراک زیادی که داشتید آمده اید. مانند رویاهای مشترکی که دارید، ژانر فیلمی که هر دو دوستش دارید و تفاهم اخلاقی و شخصیتی هر دوی شما. این شد که آرام آرام به این شناخت از یکدیگر رسیدید و یکدیگر را کشف کردید و این رابطه هنوز هم در حال رسیدن به کمال است. همین راه را با مشتری تان هم بروید. نقاط مشترک تان را پیدا کنید. آرزوها و ترس هایشان را کشف کنید. سعی کنید که با شناختن مشتری به او نشان بدهید که چقدر برایش ارزش قائل هستید.

معیارها و ارزش های مشترکتان را به نمایش بگذارید

دلیل ماندگاری یک زوج و جدی شدن رابطه آنها تعدادی معیار و ارزش مشترک هستند، مانند خانواده، سبک زندگی، شهر و کشور مورد علاقه هر دو طرف و در نهایت اعتقادات مذهبی و شخصی. جالب است بدانید برای مشتری هم علاوه بر کیفیت محصول و خدمات، دقیقا همین معیارها صدق می کند. او در شخصیت برند شما دنبال ارزش های مشترکی می گردد که بواسطه آنها بتواند با شما رابطه احساسی برقرار کند.

هیجان انگیز باشید

یکی از رازهای ماندگاری یک رابطه حال و هوای آن است. مثلا هر شب روی مبل شام خوردن و تلویزیون دیدن هر دو نفر را خسته و کسل می کند. فرقی نمی کند چند ماه و یا چند دهه از شروع زندگی دو نفره می گذرد، رابطه باید هیجان و اتفاقات پیش بینی نشدهء خوب را همیشه در دلش حمل کند. این مورد هم در مورد مشتری صدق می کند. آیا شما خودتان یه عنوان یک مشتری دوست دارید از برندهای بی روح و یکنواخت که فقط یک محصول تکراری را بدون ایجاد هیچ انگیزه و هیجانی تولید می کنند خرید کنید؟

وفاداریتان را نشان دهید

یک شریک زندگی خوب کسی ست که همیشه پشت شما را دارد، مخصوصا وقتی زندگی و اوضاع روحی شما در شرایط خیلی خوبی نیست. برای مشتری هم به همینگونه عمل کنید. صدای خودتان را به گوش آنها برسانید، و به آنها اطمینان دهید که در صورت کم کاری یا ارائه خدمات بد، در کنارشان خواهید بود تا هر موضوعی که آنها را ناراضی کرده را برایشان جبران کنید.

کمی مرموز باشید

گاهی مرموز بودن با شریک زندگی تان هیجان و آدرنالین را به رابطه تزریق می کند. مثلا جشن تولدهای غافلگیرانه، هدایای بی مناسبت، مسافرت های ناگهانی. این مورد را هم می توانید در رابطه با مشتری بکار بگیرید. سعی کنید آنها را هیجان زده کنید. کارت تشکر و هدایای کوچک برایشان بفرستید. جشن و برنامه های متنوع برگزار کنید و ازشان دعوت کنید. خاطرتان باشد که با شما همیشه باید به آنها خوش بگذرد.

نشان بدهید که خوبی و خوشی آنها را می خواهید

این مورد در هر رابطه ای یعنی نهایت دوست داشتن. چرا که نشان می دهد شما قلبا و عمیقا به آنها اهمیت می دهید و از هیچ کاری برای خوشبختی آنها دریغ نخواهید کرد. این اتفاقی ست که زیاد در روابط خوب می افتد. مثلا وقتی کسی کارش را از دست می دهد و نفر دوم ساعات بیشتری را سر کار می ماند تا کسری درآمد خانواده را جبران کند. یا وقتی کسی رژیم غذایی دارد دیگری سعی می کند با کمتر خوردن او را همراهی کند. این مورد آخر را هم اگر در مورد مشتری بکار بگیرید هنر بزرگی کرده اید! به برندتان مثل یک انسان شخصیت بدهید. برندی که بسیار به مشتریانش وفادار است و شاید در خوشی ها در کنارشان نباشد اما در روزهای سخت آنها را تنها نخواهد گذاشت.

کلام آخر

اکثریت آدم ها وقتی کسب و کاری راه می ندازند، یا وارد جلسه ای می شوند و یا معامله ای می کنند، پایه تفکرشان اینست که “این کار برای من چه سودی دارد”. اگر شما به عنوان صاحب برند و یا تجارت سعی کنید همین جاده را از سمت مخالف اتوبان بروید، باورتان نخواهد شد که چطور مشتریان در میان تمام رقبا شما را روی چشم شان می گذارند. یادتان هست که گفتیم همان اتفاقاتی که در فرآیند دوست داشتن آدمی دیگر در وجود ما می افتد در دنیای کسب و کار هم بین برند و مشتری می افتد. علاوه بر نکاتی که توضیح دادیم، توصیه می کنیم کمی روی تجربیات شخصی تان تمرکز کنید و سعی کنید همان تجربیات را آرام آرام در زندگی کاری خود هم بکار ببرید و نتایج فوق العاده آن را ببینید.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

Got Something To Say: