تاثیر مطرح شدن مهندسی مجدد بر فرآیندهای سازمانی
قبل از مطرح شدن مهندسی مجدد، فرآیندها در سازمان ها وجود داشتند و مبنای عملیات سازمان ها و ارزش آفرینی برای مشتری بودند اما هیچ گاه مورد توجه مستقیم نبوده اند. مهندسی مجدد عینکی را به مدیران و مشاوران هدیه داده است که بتوانند جریان خلق ارزش را در سازمان ببینند و درک کنند. پس از مطرح شدن مهندسی مجدد، موارد زیر برای فرآیندها یک الزام شده است.
- فرآندها باید نام و عنوان داشته باشند.
- فرآیندها باید متولی یا مالک داشته باشند.
- اهداف فرآیند باید مشخص و در راستای اهداف سازمانی باشد.
- نقشه فرآیند باید ترسیم شده باشد.
- مدیریت فرآیندها مبتنی بر واقعیت ها باشد.
- ارزیابی های سازمانی بر اساس فرآیند صورت میگیرد.
- شاخص های ارزیابی فرآیند باید تعریف شده باشند.
- فرآیند باید دارای برنامه بهبود باشد، که میتواند رویکرد مهندسی مجدد یا بهبود مستمر باشد.
فرآیندها باید از دیدگاه مشتری دیده شوند و ارزش فرآیندها بر اساس مشتری تعیین شود:
- فرآیندهای مشتری : مشتری آنها را ارزش افزا تشخیص میدهد و حاضر به پرداخت هزینه های آن میباشد.
- فرآیندهای شرکتی : فرآیندهای بی ارزش از نظر مشتری که بر اساس سازمان ضروری است، ولیکن مشتری بهایی برای انها نمیپردازئد.
- فرآیندهایی برای هیچکس: کارهای غیرضروری که نه ارزشی برای مشتری دارند و نه برای سازمان، فرآیندهای اضافه هستند.











